X
تبلیغات
رایتل
شنبه 7 فروردین‌ماه سال 1395 @ 04:07 ب.ظ

محرمانه

این را مى‌خواستم جایى بنویسم که باشى. جراتش را نداشتم. مى‌خواستم بهت بگویم ببخشید که بعد از این همه سال آشنایى تازه مى‌فهمم چقدر دوستت دارم، وقتى دست‌هات گرم بود و پذیرنده. خواستنِ تو غلط‌ترین فعل روى زمین است، حتى گفتن از تو... 

کاش سال جدید با عشق تو به من شجاعت مى‌داد که نداد. چون نودوچهار تتمه‌ى شجاعتم در باب عشق را، در حقیقت ته‌مانده‌ى رمقم را ستانده بود. 

آینده، خب راستش هنوز نیامده، ولى لابد تهِ نودوپنج معلوم خواهد شد تو بدترین اتفاق ساعات اولیه‌اش بودى یا بهترینشان. 

نشسته‌ام، بى‌خیال، همه چیز را سپرده‌ام دست خداى داستان‌ها و کتاب‌ها. به این امید که به یک هپى اِندِ درست و حسابى یقین داشته باشد تا یک پایان باز یا ...

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد