جمعه 17 دی‌ماه سال 1395 @ 11:18 ب.ظ

روز دهم، عصر جمعه‌ى خود را چگونه گذراندید.

مرا گفت: دانایى آن سوى کلمات است!

-المواقف. محمد بن عبدالله النفرى. 


پیدا کردن مسیرهاى پیاده‌روى آداب خاص خودش را دارد. وقت‌هایى از زندگى، شب‌هایى از دور هم بودن یا روزهایى از تنهایى هست که مسیرهاى پیاده‌روى چون کشف و شهودى آنى خودشان را به آدمى مى‌نمایانند. کاشف مسیرهاى پیاده‌روى زندگیمان باشیم، نشانه‌گذاریشان کنیم با آدم‌ها، یادها، بوها، ابرهاى پراکنده... و شبى توى کوچه‌هاى سنگ‌فرش جلفا، زیر نور ماهتاب در خفاى ابرهاى آسمان زمستان، به بودن فکر کنیم، به بودن و فقط بودن و نبودن‌هایى که خودِ بودن است وقتى هنوز فراموشى نیست و تو نه در کوچه‌هاى نورانى شهرت که در کافه‌ى هرگز پا نگذاشته‌اى در شهر پدرى گیر افتاده‌اى میان صداهاى هرگز نشنیده، عطرهاى هرگز نبوییده و یادى که هیچ وقت نیست.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد