X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 23 دی‌ماه سال 1395 @ 10:16 ب.ظ

روز شانزدهم، خوبى؟

و مرا فرمود: هان که دیده روشن دار به شهودى که ارزانیت داشتم تا تسبیحم کنى و ذکرم گویى و معرفتم یابى. 

-المواقف. محمد بن عبدالله نفّرى. 


حالا دلتنگى هست، همچنان مصر و سرسخت روبروم نشسته، به تک تک حرکاتم مى‌نگرد و در نگاهش چیزى جز تمسخر نیست. این من‌ام که تغییر کرده‌ام. حالا یاد گرفته‌ام آرام باشم، اشک و آه را رها کنم و یاد بگیرم تو همان آدمى هستى که از ته قلب یا سعى کردم بهش اطمینان کنم و یا اطمینان کردم. یاد گرفته‌ام خوب یا بد بودن تو دیگر مسئله نیست، اعتماد بى پایه و اساس من نیز، مسئله حالا گامى به پیش برداشته، توانایى من در یادگیرى، در زندگى، در تجربه، در دوست داشتن، در ماندن و به دوش کشیدن. حالا همه چیز آرام و در گذار فرق کرده. لابد دارم آماده مى‌شوم به قدم گذاشتن به مرحله‌ى بعد. مرحله‌ى ورود با قلب، شکست نخوردن و همچنان امید داشتن.  

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد