X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1395 @ 04:00 ب.ظ

روز سى‌وچهارم و در جوابِ بى‌قرارى


بدان که کلید معرفت خداى، عزّوجلّ، معرفت نفس خویش است، و براى این گفته‌اند:«من عرف نفسه فقد عرف ربّه.»
 در جمله هیچ چیز به تو از تو نزدیک‌تر نیست. چون خود را نشناسى دیگرى را چون شناسى؟ و همانا که گویى من خویشتن را همى شناسم، و از باطن خود این قدر شناسى که چون گرسنه شوى نان خورى، و چون خشمت آید در کسى افتى؛ و همه‌ى ستوران با تو در این برابرند. 
پس تو را حقیقت خود طلب باید کرد تا خود چه چیزى و از کجا آمده‌اى و کجا خواهى رفت و اندرین منزلگاه به چه کارى آمده‌اى و تو را براى چه آفریده‌اند، و سعادت تو چیست، و شقاوت تو چیست و در چیست؟
و این صفات که در باطن تو جمع کرده‌اند، بعضى صفات ستوران، و بعضى صفات ددان، و بعضى صفات دیوان، و بعضى صفات فرشتگان است. تو از این جمله کدامى؟ و کدام است که آن حقیقت گوهر توست که چون این ندانى سعادت خود طلب نتوانى کرد؛ چه هر یکى را از این غذایى دیگر است و سعادتى دیگر است...
اگر تو فرشته‌ گوهرى در اصل خویش، جهد آن کن تا حضرت اُلوهیّت را بشناسى و خود را به مشاهده‌ى آن جمال راه دهى و خویشتن را از دست شهوت و غضب خلاص دهى. و طلبِ آن کن تا بدانى که این صفات بهایم و سباع را در تو از براى چه آفریده‌اند؟ 
ایشان را براى آن آفریده‌اند تا تو را اسیر کنند و به خدمت خویش برند و شب و روز سُخره گیرند یا براى آنکه تا تو ایشان را اسیر کنى و در سفرى که تو را فراپیش نهاده‌اند ایشان را سُخره گیرى، و از یکى مرکب خویش سازى و از دیگرى سلاح خویش سازى، و این روزى چند که در این منزلگاه باشى ایشان را به کار دارى تا تخم سعادت خویش به معاونت ایشان صید کنى و چون تخم سعادت به دست آوردى ایشان را در زیر پاى آورى و روى به قرارگاه سعادت خویش آورى؛ آن قرارگاهى که عبارت خواص از آن حضرت اُلوهیت است و عبارت عوام از آن بهشت است. 
-کیمیاى سعادت. امام محمد غزالى توسى. 
نظرات (1)
بانو آزاد
دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 07:38 ب.ظ
در دوران مدرسه هر وقت با چنین نثرهایی آشنا میشدیم باید آن را مبدل به نثر روان میکردیم تا فهمش ساده تر شود داشتم فکر میکردم کاش برگردان این متن به زبان ساده هم بود!...متن محتوای خوبی دارد فقط من معنی چند کلمه را نفهمیدم (صفات ددان،صفات بهایم و سباع)
اگر نثر روانی از این چنین کتاب هایی وجود داشت به احتمال قوی خواندنشان را از دست نمیدادم
(بابت لطفتون هم ممنون بانوی نازنین)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم گاهى معنى بعضى واژه‌ها رو نمى‌فهمم ولى در جمله و در کل متن مى‌تونم تشخیصشون بدم و معنا رو حدس بزنم. فکر کنم از خوندنشون باشه، با متنهاى ساده تر یا کتابهایى که تفسیر هم براشون نوشته شده شروع کنید، کم کم راه مى‌افتید.
براى پیدا کردن معنى لغات هم یه سرى به سایت واژه یاب http://vajehyab.com بزنید. خیلى مفیده. اگه البته فرهنگ لغت دم دستتون نیست.
خواهش میکنم:)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد