X
تبلیغات
رایتل
شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1395 @ 08:47 ب.ظ

روز سى‌ونهم و آخرین شب

چو روى به ما دارى، گشایش‌ها در پیش است.

-مقالات شمس


ابراهیم شریف‌زاده، نوایى مى‌خوانَد که این‌ها را مى‌نویسم. از غروب شبى که مال من است گذشته، حالا تنها نشسته‌ام کنجِ دنجِ اتاقم و دلم مى‌خواهد زار زار گریه کنم. این میل به گریه کردن، به فرو رفتن در آغوش کسى و گریه کردن، این میل به خالى شدن... نمى‌دانم از کِى چنان درونم رشد کرد، بزرگ شد و حالا مدام سرک مى‌کشد، حتى آزارم مى‌دهد. آدمى که یاد گرفته در لحظات بغرنج زندگیش فرو رود توى بغل نزدیکانش و گریه کند، آدمى که از لمس انرژى مى‌گیرد لابد، دخترى که بیست‌وشش سال را صرف لوس کردنش کردم، که همیشه سرزنشش کردم، همیشه مؤاخذه‌اش کردم و همچنان و على‌رغم این‌ها لوس بارش آورده‌ام. دختر کوچولوم با بغض گیر کرده توى گلویش، با آن دل کوچک که یاد گرفته دوست داشته باشد، که یاد گرفته راحت آدم‌ها را دوست داشته باشد، دخترکِ حسودِ بدعنقم، دخترکِ عصبانىِ لجوجم، دخترک سربه‌هوایى که هیچ وقت به موقع نرسید و بهش یاد ندادم درست و غلط چیست، دخترک خطاکارى که همیشه راه خودش را رفت و پشیمان برگشت به آغوشم تا ببخشمش، دخترکى که مدتى است روزهاى قبل از قاعدگى را در آرزوى داشتن بچه‌اى مى‌گذراند، دخترکم که دلش مى‌خواهد مادر باشد و همیشه این نقش ناراحت و ارضاکننده را براى مردهاى زندگیش بازى کرده، دخترکى که مدت‌هاست خودش را فراموش کرده، دخترکم... دلم مى‌خواهد بهت بگویم اینکه همیشه و حتى حالا سرزنشت مى‌کنم، اینکه هیچ وقت دنیا را آسان نگرفته‌اى، اینکه خطا کرده‌اى، اینکه هنوز هم خطاکارى، اینکه... هرچیزى، مهم این است که دوستت دارم، همیشه داشته‌ام. شاید هیچ وقت سعى نکردم خوبى‌هات را ببینم، شاید همیشه در حال پررنگ جلوه دادن گناهان و خطاهایت بوده‌ام... مى‌خواهم ازصمیم دل بهت بگویم همه‌اش به خاطر خودت بوده، به خاطر این که دوستت داشته‌ام و هیچ وقت بلد نبودم والد یا دوست خوبى برات باشم. بلد نبودم راه و رسم زندگى را به موقع بهت یاد دهم، بلد نبودم بهت یاد دهم به آدم‌هاى درستى فکر کنى، دل ببازى یا آدم‌هاى درستى را وارد زندگیت کنى. بلد نبودم بهت دروغ گفتن را بیاموزم و اینطور تو فکر کردى همه‌ى آدم‌ها صاف و ساده‌اند. باید ازت عذرخواهى کنم، باید امشب خودم بغلت کنم، بگذارم زار بزنى در آغوشم، بگذارم به دنیا پشت و بدانى مرا دارى، تا همیشه، تا بعد از همیشه.  اگر هیچ کارى برات نکردم چون بلد نبودم، این تنها کارى است که از پسش برمى‌آیم. در این شبى که مال توست. 

نظرات (1)
زهرا.الف
یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 10:41 ق.ظ
تولدت مبارک.. امیدوارم امسال برات پر از لبخند و شادی و سلامتی و موفقیت باشه... هر چی آرزوی خوبه مال تو :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم زهرا جان، خیلى لطف دارى:)))
براى تو هم سلامتى و شادى آرزو مى‌کنم:*
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد