شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1396 @ 10:46 ق.ظ

به و.

*بهمن سال پیش به از دست دادن رویایى گذشت که تا بهمن امسال همراهم بود. 


*بهمن امسال، دیشب با دیدن عکسى به تیر خلاص بر پیکر کم‌جانم گذشت. و خوبیش همین گذشتن است، همین مى‌گذرد. 


*چند ماه پیش شبى با کسى حرف زدم که نه یکدیگر را مى‌شناختیم، نه هیچ وقت هم را مى‌بینیم. از این یکهو سر راه قرار گرفتن آدم‌ها در موقعیت‌هاى خاص. شبى بوده لابد که از عجز دلتنگى به حرفم آورده بوده و دلم مى‌خواسته کسى باشد تا باش حرف بزنم. و در آخر حرف‌هاش بهم گفت برقص، زندگى کن، شاد باش. آن شب، آن حرف‌ها بیشتر دل‌خوشکنک بود. از طرف کسى که هیچ شناختى از هم نداشتیم. همین‌طورى یک غریبه‌اى فهمیده بود شش هفت سال ازش کوچک‌ترم و تصمیم گرفته بود در نصیحتى بهم حالى کند خودش چقدر از رفتن این شش هفت سال ناراحت، خسته یا گیج است. حرف‌هامان تمام شد همان شب. تاثیر مستقیم بر من؟ گمان نکنم. ولى هیچى بى تاثیر نیست، حتى بال زدن حشره‌اى کوچک در صحراى بزرگ آفریقا. حالا چند روز بیشتر به اتمام بیست و هفت سالگى نمانده، در اوج استیصال از سالى که گذشت، از مردى که هیچ وقت راز بودنش را در زندگیم درک نکردم... مى‌رقصم و زندگى مى‌کنم. کلاس ورزشى مى‌روم، بعد از سال‌ها یک ساز جدید مى‌زنم و یاد گرفته‌ام یا گمان مى‌کنم یاد گرفته‌ام با دنیاى آن بیرون چطور تا کنم. با آدم‌هایى که شبیه من نیستند. آدم‌هایى که هیچ کدام شبیه دیگرى نیستیم. حالا و چند روز مانده به اتمام بیست و هفت سالگى که رنگش آبى نفتى بود، دلم مى‌خواهد به و که هیچ وقت این‌جا را نمى‌خواند بگویم چقدر بابت آن شب و صحبت کوتاهمان متشکرم. 


*از بیست و هفت سالگى باید مفصل بنویسم. از روزى بارانى در مسجد شاه، از شبى بارانى در اتوبان‌هاى تهران و از عطا که حالا تبدیل شده به یک خاطره‌ى دور. 


*دارم تهرانى‌هاى امیرحسین خورشیدفر را مى‌خوانم. 

سوگ مادر مسکوب را گرفته‌ام و قرار است روز تولدم به خواندن آن بگذرد چون مسکوب همیشه جواب است. 

این ادبیات است که همچنان هست و هنوز نجاتم مى‌دهد. 


*باید یک تصمیم درست و درمانى براى بیست و هشت سالگى بگیرم. باید فکر کنم. 

نظرات (4)
نازک نارنجی
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 06:57 ب.ظ
بگذار آنچه از دست رفتنی است, از دست بِرَوَد...
و گرنه تو در قلب یک انتظار, خواهی پوسید...
تولدت مبارک نازلی عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم
ممنونم دوستم
زهرا.الف
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 10:37 ب.ظ
تولدت مبارک نازلی... امیدوارم امسال برات کلی اتفاقای خوب بیفته و همیشه بخندی... از ته ته دلت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوستم، لطف دارى. ایشالا:)))
:*
دنیا
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 12:47 ق.ظ
تولدت مبارک.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم:**
پریا
شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 01:58 ق.ظ
هیچ وقت نتونستم اونجوری که دلم می‌خواد همه‌ی احساس توی دلم رو به واسطه‌ی کلمه ها بیان کنم و تولد یک نفرو تبریک بگم. همش خلاصه می شده به حرفای کلیشه‌ای.
الان هم همینجور شده دیگه اما به هر حال تولد و بیست و هشت سالگیِ مبارکی رو واست آرزو می کنم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پریا^_^
ممنونم عزیزم:**
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد